ان فی اختلاف اللیل و النهار وما خلق الله فی السماوات والارض لایات لقوم یتقون - خداوند بیهوده نیافرید
 در کنار فیزیک لازمه...
 آلوده اگرچه دست جلادهای دشمن به خون همسر تو ، به خون کودک من ، اگر چه مانده خیل نعش شهید برخاک ، کاوه هنوز هم با ماست  بگو بگو به ضحاک...


او بايد بداند كه همه مردم عادل و صادق نيستند، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد، انسان صديقي هم وجود دارد. به او بياموزيد به ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر جوانمردي هم يافت مي‌شود. به او بياموزيد كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست.

مي‌دانم كه وقت مي‌گيرد اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت خويش يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد. به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر داريد. به او نقش و تأثير مهم خنديدن را ياد‌آور شويد.

اگر مي‌توانيد به او نقش مؤثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد. به او بگوييد تعمق كند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود. به گل‌هاي درون باغچه و به زنبورها كه در هوا پرواز مي‌كنند، دقيق شود.

به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد. به پسرم ياد بدهيد با ملايم‌ها، ملايم و با گردن‌كش‌ها ، گردن‌كش باشد. به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند.

به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف‌ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي‌رسد انتخاب كند.
ارزش‌هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد.
اگر مي‌توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند. به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد.
به او بياموزيد كه مي‌تواند براي فكر شعورش مبلغي تعيين كند، اما قيمت گذاري براي دل بي‌معناست!

به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي‌داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد.
در كار تدريس با پسرم ملايمت به خرج دهيد، اما از او يك نازپرورده نسازيد. بگذاريد كه او شجاع باشد، به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد.
متن بالا ترجمه نامه آبراهام لينكن – رئيس جمهور امريكا- به معلم فرزندش مي باشد.


مناجات های شهید دکتر مصطفی چمران

خدایا ، فقط تو

" هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم."


فقر مرا پروراند

" فقر و بی چیزی بزرگترین ثروتی بود که خدای بزرگ به من ارزانی داشت. همت و اراده مرا آنقدر بلند کرد که زمین و آسمان ها نیز در نظرم ناچیز شدند. هنگامی که شهیدی خون پاکش را در اختیارم می گذارد و فقر اجازه نمی دهد که یتیمانش را نگبهانی کنم. هنگامی که مجروحی در آخرین لحظات حیات به من نگاه می کند و با نگاه خود از من تقاضای کمک دارد ، من می سوزم، آب می شوم و قدرت ندارم کمکش کنم. هنگامی که در سنگر خونین ترین قتالها و جنگ آوری، از گرسنگی شکمش خشک شده و نمی تواند آب را از گلو فرو بدهد من که اینها را می بینم و صبر می کنم دیگر ترس و وحشتی از فقر ندارم. این قفس آهنین را شکسته ام و آنقدر احساس بی نیازی می کنم که زیر سخت ترین ضربه ها و کوبنده ترین هجوم ها از هیچ کس تقاضای کمک نمی کنم. "


قربانی فرزند آدم

" ای خدای بزرگ ، ای آنکه نمونه ی بزرگی چون حسین علیه السلام را به جهان عرضه کرده ای، ای آنکه برای اتمام حجت به کافران وجودت... سیاهی ها و تباهی ها را به آتش وجود حسین ها روشن نموده ای، ای آنکه راه پرافتخار شهادت را، برای آخرین راه حل انسانها باز کرده ای، ای خدا، ای معشوق من، ای ایده آل آرزوهای مردم عارف، به من توفیق ده تا مثل مخلصان و شیفتگان ، در راهت بسوزم و ازین خاکستر مادی آزاد گردم. ای حسین علیه السلام، من برای زنده ماندن تلاش نمی کنم و از مرگ نمی هراسم ، بلکه به شهادت دل بسته ام و از همه چیز دست شسته ام ، ولی نمی توانم بپذیرم که ارزشهای الهی و حتی قداست انقلاب بازیچه دست سیاستمداران و تجار ماده پرست شده است.

قبول شهادت مرا آزاد کرده است، من آزادی خود را به هیچ چیز حتی به حیات خود نمی فروشم.

خدایا ابراهیم را گفتی که عزیز ترین فرزندش را قربانی کند، و او اسماعیل را مهیای قربانی کرد...

هنگامی که پدر کارد را به گلوی فرزندش نزدیک می کرد، ندا آمد دست نگه دار . ابراهیم آزمایش خود را داد، ولی اسماعیل هنوز به آن درجه تکامل نرسیده بود که قربانی شود، زمان زیادی گذشت تا قربانی کاملی که عزیزترین فرزندان آدم بود، به درجه ارزش قربانی شدن رسید، و در همان راه خدا قربانی شد و او حسین بود. خدایا تو به من دستور دادی که در راه تو قربانی شوم، فوراً اجابت کردم و مشتاقانه به سوی قرارگاه عشق حرکت کردم... اما تو می خواستی که این قربانی هر چه باشکوه تر باشد، لذا دوستانم را و فرزندم را و عزیزترین کسانم را به قربانی پذیرفتی... و مرا در آتش اشتیاق منتظر گذاشتی..."


تو مرا عشق کردی

" خدایا تو مرا عشق کردی که در قلب عشاق بسوزم. تو مرا اشک کردی که در چشم یتیمان بجوشم. تو مرا آه کردی که از سینه بینوایان و دردمندان به آسمان صعود کنم. تو مرا فریاد کردی که کلمه حق را هر چه رساتر برابر جباران اعلام نمایم. تو مرا در دریای مصیبت و بلا غرق کردی و در کویر فقر و حرمان تنهایی سوزاندی. خدایا تو پوچی لذات زودگذر را عیان نمودی، تو ناپایداری روزگار را نشان دادی. لذت مبارزه را چشاندی. ارزش شهادت را آموختی


آخرین مناجات شهید چمران پیش ازشهادت

خدایا وجودم اشک شده ، همه وجودم از اشک می جوشد ، می لرزد ، می سوزد و خاکستر می شود. اشک شده ام و دیگر هیچ ، به من اجازه بده تا در جوارت قربانی شوم و بر خاک ریخته شوم واز وجود اشکم غنچه ای بشکفد که نسیم عشق و عرفان وفداکاری از آن سرچشمه بگیرد . ..

وشهادت...


آیا می دانستید؟؟؟؟؟

- ضريب ثابت جهاني گرانش G اولين بار توسط چه كسي محاسبه شد؟ روش كار ؟
60 سال پس از مرگ نيوتن، هنري كاونديش قانون گرانش را از طريق آزمايش و به كمك يك ترازوي دوار در آزمايشگاه تحقيق كرد. در اين آزمايش مقدار عددي ثابت گرانش بدست آمد. او دو گلوله ي كوك به دو سر يك ميله جوش زد طوري كه تعادل وزني برقرار شود. سپس وسط ميله را پيدا كرد و به يك رشته نخ بلند آويخت. اين وسيله را براي محافظت از باد درون يك حباب در بسته قرار داد. دو گلوله بسيار سنگين هم خارج از شيشه روي صفحه اي دوار قرار داد طوري كه گلوله هاي بزرگ بدون تماس با شيشه بدور شيشه مي چرخيدند. كم كم ميله ي داخل شيشه بر اثر گرانش بين گلوله ها شروع به چرخش مي كند. با استفاده از ميزان چرخش گوله هاي كوچك در داخل شيشه، كاونديش ثابت گرانش را اندازه گيري كرد و نتيجه اين شد: G = 6. 67 * 10-11 Nm2/kg2

- روش كار اراتوستن براي محاسبه شعاع زمين
اراتوستن سر كتابدار موزه اسكندريه ، نخستين كسي بود كه اندازه زمين را محاسبه كرد . وي متوجه شد كه در ظهر روز تابستاني آفتاب تابستاني ، ستونهاي عمودي در سيرن (اسوان امروز ) هيچ سايه اي نمي اندازد اما همان وقت در اسكندريه در شمال سيرن ستوان عمودي عقربه ساعت خورشيدي سايه مي اندازد . با اندازه گيري طول سايه و ارتفاع ستون ، وي تعيين كرد كه فاصله اسكندريه با سمت الراس ، 7.2 درجه است و از آنجايي كه اين رقم حدود يك پنجاهم 360 درجه است پس محيط زمين بايد پنجاه برابر فاصله اسكندريه و سيرن باشد . سپس محيط زمين به دست آمد و به اين ترتيب قطر زمين به دست مي آيد كه فقط 150 كيلومتر با ميزان فعلي تفاوت دارد.

- به طور متوسط از هر 1020 متر مکعب فضا در دنيا , تنها يک متر مکعب حاوی ماده است.

- ايا ميدانستيد که ميشود اب را در يک ليوان کاغذی بجوش اورد. (بدون سوختن ليوان)

- ايا ميدانستيد كه اگر يك انسان سوراخي به مركز زمين و از انطرف تا طرف ديگر زمين بكند و انگاه يك تكه سنگ درون ان سوراخ بياندازد , سرعت سنگ با رسيدن به مركز زمين زياد ميشود و با گذشتن از مركز زمين سرعتش كم ميشود و اين تا ابد بين دو سر سوراخ اتفاق خواهد افتاد ﴿البته كه اين يك نظريه است و نميتواند واقعيت داشته باشد﴾

- آيا مي دانيد داستان اشعه ايكس (X) بيشتر از يكصد سال پيش آغاز شد؟ درنيمه سده ي نزدهم مردي به نام هاينريش گايسلر كشف كرد كه اگر لوله اي كه فاقد هواست تحت ولتاژ بالا تخليه ي الكتريكي شود نورهاي زيبايي درون لوله توليد خواهد شد. مدتي پس از آن ويليلم كروس اثبات كرد كه علت درخشندگي ذرات الكتريكي است. پس از آن هاينريش هرتز نشان داد كه اين اشعه مي تواند از لايه هاي نازك طلا و يا پلاتين عبور كند. شاگرد وي به نام لنارد پنجره هايي از مواد ساخت بطوري كه اشعه توانست از راه پنجره باز لوله خارج شود. اكنون به كشف اشعه ايكس مي پردازيم :
در سال 1895 ويلهم رونتگن با يكي از اين لوله ها كه بدون پنجره بود آزمايشي انجام مي داد وي متوجه شد كه بلورهاي نزديك لوله درخشيدند. جون او مي دانست اشعه اي كه قبلا كشف شد (اشعه كاتدي ) از شيشه عبور نمي كند تا چنين اثري داشته باشد. گمان برد بايد نوع ديگري از اشعه وجود داشته باشد. چون اين اشعه نامرئي كه از نور و اشعه ديگر بسيار متفاوت بود قابل تشريح نبود. آن را اشعه ايكس ( به معني اشعه مجهول ) ناميد. بعد ها دانشمندان آن را اشعه رونتگن نام نهادند و اكنون نيز اين نام را بسياري از دانشمندان به كار مي برند. اشعه ايكس در لوله ي اشعه ايكس و بدين روش توليد مي شود :
1- هواي درون لوله بايد به مقداري زيادي تخليه شود.
2- دو قطب الكتريكي در دو سر لوله تعبيه مي كنند
3- يكي از قطب ها به شدت جريان مثبت و آن ديگري به جريان منفي وصل مي شود
4- الكترون ها ميان دو قطب حركت مي كنند
5- بيشترين مقدار انرژي الكترو نها به گرما تبديل مي شود ولي بخشي هم به اشعه ايكس تبديل مي شود.
اشعه ايكس مي تواند از جامدات عبور كند چون طول موج آن بسيار كوتاه است هر چه طول موج اشعه كوتاهتر باشد قدرت نفوذ آن در اشيا بيشتر است.

- ايا ميدانستيد طبق تئوري ريسمان جهان قبل از Big Bang داراي 10 بعد بودهاست.اما طبق M-theoryكه نسبت به تئوري ريسمان جديدتر و كاملتراست و در واقع ان را در برميگيرد جهان داراي 11 بعده است .

- اگردر بعدصفر یانقطه حرکتی درطول بوجود اید بعد اول یا خط ایجادمیشود و اگردرخط حرکتی در عرض بوجود ایدسطح یا بعد دوم ایجاد میشود حال اگر سطح حرکتی درارتفاع داشته باشدبعد سوم یا حجم بوجود میاید و از حرکت هر سه بعد(حجم)طول زمان بوجود میاید و اگرعرض زمان را پیدا(ایجاد)کنیم در ان واحد میتوانیم دردو مکان مختلف باشیم و اگرارتفاع زمان را هم بفهمیم میتوانیم در زمان حرکت کنیم. طبق تئوري جديدي كه چند دهه بيشتر از عمرش نمي گذره و به تئوري "ابر ريسمان" معروفه قبل ازمهبانگ يا Big Bang كائنات بطور اصلي در ده بعد وجود داشت .اما چون در دو بعد بي ثبات بود ،به دو قطعه شكسته شد.كه يكي از اين كائنات چهار بعديه و اون يكي كائنات به اندازه باور نكردني(حدود 100ميليون بار كوچكتر از هسته اتم) كوچيكه؟

- وقتي ما در ساحل ايستاده ايم اگر به افق نگاه كنيم فاصله اي را ميتوانيم ببينيم (تا قوص زمين):
فاصله اي كه شما ميتوانيد در ساحل ببينيد، كاملاً به قد و بلندي بالاي خود شما بستگي دارد. ( اگر ساحل را هم تراز با تراز دريا ( = صفر ) بدانيم. امّا چون شعاع زمين بسيار بسيار بزرگ است، و خميدگي آن بسيار كم ميباشد،همان قد يك انسان هم كافي است كه بتواند مسافت بزرگي را ببيند. براي تجسم بهتر، يك كمان يا دايره بكشيد و يك انسان را ( مثلاً بصورت يك فلش رو به بالا ) و از سر اين انسان، خط مماس بر كمان رسم كنيد. اكنون ميتوانيد با محسبات هندسي، محل تماس اين خط مماس را ، با در دست داشتن شعاع كمان R و بلندي انسان h بدست بياوريد.

 

اين فاصله ئ d همان مسافتي است كه شما ميبينيد و در اينجا ميتوان كمان را هم مساوي درازاي خط مماس گرفت، چون اختلاف در درجات پايين مثلثاتي بسيار كم است. ( من شكل را براي فهم بهتر، به نسبت راستين قد انسان و شعاع زمين نكشيدم )يعني اگر شعاع زمين را ٦٤٠۰ كيلومتر و قد آدم را دو متر بگيريم، كمابيش تا ٥٠٠٠ متر را ميتوان ديد. يك بچه ئ يك متري كمابيش ٣٥٠٠ متر را ميبيند و يك مورچه بيست سانت!

-اثبات فرمول E = MC2 
قصه از اونجا شروع ميشه كه تبديلهاي گاليله ميره زيره سؤال و تبديل لورنتس معتبر ميشه. گاليله  مي گفت  ارتباط دو تا دستگاه مختصات , يكي متحرك و يكي ساكن اينجوريه كه اگه محل جسمي توي دستگاه ساكن در بيست سانتي مبدا باشه، توي دستگاه دوم كه با سرعت v حركت ميكنه مختصات اين نقطه متحركه و به زمان بستگي پيدا مي كنه كه چي باشه. يعني:
 x'=x+v.t
خوب منطقيه. اما غلطه. لورنتس بهترش رو گفت. او گفت در دستگاه متحرك مختصات ميشه:
x'=(x-vt)/(1+v^2/c^2)^.5
 حالا اين چي هست كافيه بدونين اگه سرعت رو محدود كنيم به يه سرعت نهايي به اندازه ي سرعت ِنور و اونو از بي نهايت شدن بازداريم نهايتا چنين رابطه اي بدست مياد بين دستگاه مختصات سرعت دار و بي سرعت. جالب اينه كه زمان توي دستگاه متحرك هم تغيير ميكنه و كندتر و تندتر ميشه. يعني :
t'=(t+x/v)/(1-v^2/c^2)^.5 
اگه 'x را به 't تقسيم كنيم سرعت جسمي كه در دستگاه متحرك خودش داره يه حركت جدايي مي كنه رو به نسبت سرعت همون جسم توي دستگاه ساكن پيدا مي كنيم. از اونجا ميشه به پايستگي تكانه پرداخت و بعد به رابطه ي E=mc2 رسيد.


 

برای بیشتر ما آزمایش علمی ، عملی است كه در آزمایشگاه های مدرسه مان انجام می دادیم و بیشتر اوقات هم به نتیجه مورد نظر نمی رسیدیم ; اما برای دانشمندان این آزمایش ها حقایق غایی و واقعی هستند، كه از قدرت نقض یا تایید نظریه های كارگشای عالم برخوردارند.

 

 

 

 

اين آزمايش ها همه حوزه ها را درمى نوردند و تحت تاثير قرار مى دهند ; از تاثيرات داروهاى جديد گرفته ، تا ديدگاه فعلى ما نسبت به انفجار بزرگ. با وجود اين ، اهميت آزمايش هاى علمى تنها در تاييد يا رد يك نظريه علمى خلاصه نمى شود، بلكه باعث تغيير درك ما نسبت به زندگى ، حقيقت و حتى خودمان مى شود. گاهى اين آزمايش ها هستند كه درك عمومى ما از عملكرد جهان را دگرگون مى كنند و مفاهيمى را كه چون اسطوره اى مورد قبول قرار گرفته اند، فرو مى ريزند. برخى ديگر راه را بر پيشرفت هاى فناورى اعجاب انگيز باز مى كنند يا باعث رازگشايى اسرار زندگى مى شوند.
ماهنامه فوكوس ، ۱۰ آزمايش برگزيده تاريخ را كه باعث تغييرات اساسى جهان شد، معرفى كرده است.

۱-هنريش هرتز و كشف امواج راديويى ، ۱۸۸۸
سال ۱۸۸۸، در گوشه اى از يك آزمايشگاه تاريك ، جرقه اى كوچك كافى بود تا انقلابى بزرگ در عرصه فناورى به وجود آورد. هنريش هرتز ۳۱ ساله آن هنگام به عنوان محققى در موسسه فناورى كالسروهه (Karlsuruhe) مشغول فعاليت بود. او مدارى الكتريكى را در گوشه اى از آزمايشگاه خود ترتيب داد كه جرقه اى توليد مى كرد. وى مدار مشابهى را در گوشه ديگر اتاق تاريك آزمايشگاه خود سوار كرد و توانست به طور همزمان ، جرقه ديگرى را در مدار مقابل ثبت كند. بدين ترتيب ، موفق شد وجود امواج نامريى انرژى الكترومغناطيسى را آشكار كند ; امواجى كه با سرعت نور منتقل مى شدند و براى انتقالشان حتى به محيط واسطه هم نيازى ندارند. اين خاصيت امواج الكترومغناطيسى ، ۱۵ سال پيش از آن به وسيله فيزيكدان اسكاتلندى ، جيمز كلارك ماكسول پيش بينى شده بود، اما براى نخستين بار اين هنريش هرتز بود كه توانست وجود آنها را ثابت كند. امروزه اين امواج به عنوان زيرساخت شبكه هاى جهانى راديو تلويزيون و ارتباطى در سراسر جهان كاربرد دارند.

۲-استنلى ميلگرام و رابطه حرف شنوى و باور افراد
خرداد ماه سال ۱۹۶۱ ميلادى ، آگهى كوتاهى در نيوهيون رجيستر به چاپ رسيد كه در آن از خوانندگان علاقه مند دعوت شده بود در يك طرح مطالعاتى درباره ذهن انسان شركت كنند. اين آگهى به وسيله يك استاد ۲۷ ساله روان شناس دانشگاه يل به نام استنلى ميلگرام منتشر شده بود، اما آزمايشى كه قرار بود انجام شود با آنچه در نگاه اول به نظر مى رسيد و اعلام شده بود، تفاوت هايى داشت. به كسانى كه در اين آزمايش شركت كرده بودند، گفته شد هدف مطالعه ، تاثير تنبيه بر ميزان يادگيرى است. آنها به اتاقى راهنمايى مى شدند كه مردى روى صندلى نشسته بود و الكترودهاى فراوانى به سرش متصل كرده بودند. به گفته دانشمندان ، همكاران طرح مى بايست فهرستى از كلمات را كه در اختيار مرد قرار داشت و به وسيله او خوانده مى شد، مى شنيدند. به آنها گفته شد در صورت اشتباه فرد با كمك ميزى از كليدها كه در مقابلشان بود، پالس الكتريكى كه از ولتاژ ۱۵ ولت آغاز و تا ۴۵۰ ولت ادامه مى يافت به شخص وارد كنند. اين ميز كليد در اتاق مجاور قرار داشت و آنها مى توانستند فريادهاى مرد را هنگامى كه شوك به او وارد مى شود، بشنوند. وقتى فريادهاى او اوج گرفت بيشتر شركت كنندگان ، خواستار تعليق آزمايش شدند، ولى دانشمندان به آنها گفتند بايد به دليل اهميت علمى تحقيق كار خود ادامه دهند و ۶۵ درصد آنها اين آزمايش را تا رسيدن به ولتاژ ۴۵۰ ولت ادامه دادند، جايى كه فرياد درد مرد به سكوت مرگبارى منجر شد. تنها نكته كوچكى كه در اين آزمايش به شركت كنندگان گفته نشده بود اين بود كه آن مرد، هنرپيشه است و واقعا شوكى به او وارد نمى شود. آزمايش هدف ديگرى را نيز دنبال مى كند. با اين آزمايش ميلگرام نشان داد تمام رفتارهاى عادى افراد در صورتى كه بتواند حس همكارى و احساس وظيفه آنها را جلب كند بدون توجه به نتيجه تا رسيدن به مرزهاى مرگبارى نيز مى تواند ادامه يابد. اين آزمايش ، دهه ۱۹۶۰ در جريان روند گسترش نازيسم تاييد شد و در دوران معاصر نيز، رسوايى شكنجه زندانيان ابوغريب عراق صحت اين آزمايش را بار ديگر تاييد كرد.

۳-انريكو فرمى و واكنش زنجيره اى هسته اى ; َ۱۹۴۲
ايده توليد انرژى قابل مهار از نيروى هسته اى ، از ديرباز به وسيله دانشمندان پيشرو مطرح بود ; اما تا وقتى نتايج يك آزمايش پيشگامانه در محوطه زيرين يك زمين اسكواش در دانشگاه شيكاگو انجام شده بود منتشر نشد، هيچ يك از اين ايده ها به نتيجه نهايى نرسيدند. در يك روز سرد زمستانى سال ۱۹۴۲، فيزيكدان ايتاليايى برنده جايزه نوبل انريكوفرمى ساخت نخستين راكتور هسته اى جهانى را به اتمام رساند. حالا پيل شماره يك شيكاگو يا (CP-۱) آماده شده بود. اين راكتور كروى شكل از چندين تز گرافيت و اورانيوم راديواكتيو آميخته به هم و كنترل كننده كادميوم تشكيل شده بود. اين طراحى براى آن صورت گرفته بود كه با برخورد يك نوترون به هسته اورانيوم عمل شكافت آغاز شود و از نوترون هاى حاصل در اين واكنش براى ادامه اين زنجيره ، بهره بردارى شود. اين زنجيره تا زمانى كه نوترون كافى وجود داشت ادامه مى يافت و انرژى توليد مى شد. فرمى ۴.۵ دقيقه اين راكتور را فعال نگاهداشت ، اما در همين مدت كوتاه ثابت كرد امكان مهار زنجيره شكافت هسته اى وجود دارد تا بدين ترتيب نخستين گام عملى براى ساخت راكتورهاى هسته اى برداشته شود.

۴- تاييد نظريه گرانش اينشتين از سوى ادينگتون ، ۱۹۱۹
بامداد ۷ نوامبر ۱۹۱۹، آلبرت اينشتين در حالى از خواب بيدار شد كه در انتظار دريافت تاييدى بر درخشان ترين كشف دوران جديد بود. ساعتى بعد رسانه هاى جهانى اعلام كردند نتايج آزمايشى نشان از آن دارد كه نظريه گرانش اينشتين و نسبيت عام (GR) صحيح است و بدين ترتيب نظريه جديد، جايگزين نظريه قديمى و كلاسيك گرانش نيوتن شد. براساس نظريه نسبيت عام ، گرانش حاصل انحناى فضا زمان است و به همين دليل نور هنگام عبور از كنار اجسام پرجرم بايد دچار تغييراتى در مسير حركتش شود و يكى از اختر فيزيكدانان دانشگاه كمبريج موفق شد اين نظريه را با اندازه گيرى موقعيت دقيق ستاره ها در خلال خورشيد گرفتگى مى ۱۹۱۹ تاييد كند. اين اثر با نظريه نسبيت عام اين گونه توجيه مى شد كه محل ستارگان اطراف خورشيد كه هنگام كسوف ديده مى شوند بايد اندكى نسبت به زمانى كه خورشيد در مسير راه آنها به زمين وجود ندارد، متفاوت ديده شود ; اما اين تاثير بسيار ناچيز بود و تشخيص آن معادل آن بود كه بتوانيد قطر يك تار مو را از فاصله ۱۴ مترى تشخيص دهيد. به همين دليل تحليل داده ها و عكسها چند ماه به طول انجاميد و سرانجام ادينگتون توانست اختلاف محلى را كه اينشتين پيش بينى كرده و براساس نتايج نظريه نيوتن ، توجيه ناپذير بود، تاييد كند. در حالى كه خود ادينگتون از ابراز تعجبش نسبت به اين نظريه خوددارى نكرد. اين يكى از همكارى هاى بين المللى علمى بود كه در كوران جنگ بين دانشمندان از دو جبهه متخاصم (امريكا و آلمان) صورت گرفت و نشان داد علم به خطوط مرزى مليتها توجهى ندارد.

۵-آزمون مايكلسون مورلى ، ۱۸۸۷
اگر شما سوار خودرويى باشيد كه با سرعت ۷۰ كيلومتر بر ساعت در حال حركت است و خودرويى هم با سرعت ۷۰ كيلومتر بر ساعت از مقابل به شما نزديك شود، سرعت نسبى آنها نسبت به هم چقدر خواهد بود؟ پاسخ ساده است ، ۱۴۰ كيلومتر برساعت. اين احساس مشتركى است كه همه ما داريم ; اما سال ۱۸۸۷ دو فيزيكدان امريكايى ، آلبرت مايكلسون و ادوارد مورلى نشان دادند اين برداشت عمومى از سرعت نسبى را اگر بخواهيم درباره پرتوى نور تعميم دهيم ، بامشكل مواجه خواهيم شد. آن دو كوشش كردند وجود ماده اى به نام اتر را آشكار كنند.اتر نوعى سيال بود كه گمان مى رفت تمام عالم را در برگرفته و نور به واسط وجود اتر است كه مى تواند در محيط ميان ستاره اى حركت كند. با وجود اين كه آنها هيچ نشانه اى از وجود اتر پيدا نكردند، اما به كشف مهمترى نايل شدند; نور هميشه يك سرعت دارد و اين مستقل از آن است كه ناظر در چه جهتى و با چه سرعتى حركت كند.نتايج اين آزمايش ، برخى دانشمندان را وادار كرد تقصير را به گردن عدم دقت كافى دستگاه هاى آزمايش اندازند، اما يك كارمند جوان اداره ثبت اختراعات سوئيس به نام آلبرت اينشتين ، احساس كرد پاسخ بهترى براى اين مشكل يافته است. براساس نظر وى سرعت نور سرعتى عادى نيست بلكه اندازه آن در خلاؤ يك ثابت جهانى است كه براى همه ناظران (بدون در نظر گرفتن سرعت آنها) يكسان خواهد بود و همين ، نقطه آغازى بود تا نظريه نسبيت خاص را بنيان نهد كه همه عرصه ها را از الكترونيك تا رابطه جرم و انرژى E= mc۲ در نورديد.

۶-دالى (Dolly) گوسفند همانند سازى شده ، ۱۹۹۷
فوريه سال ۱۹۹۷ تصوير گوسفندى زينت بخش صفحه نخست روزنامه ها و نشريات سراسر جهان شد. اين گوسفند كه دالى نام داشت ، نخستين كلون يك حيوان بالغ ديگر در جهان بود. به عبارت ديگر، نسخه ژنتيكى كامل يك ميش كه با استفاده از DNA استخراج شده از سلول نمونه اصلى توليد و بازسازى شده بود. چند ماه بعد همان تيم تحقيقاتى از دانشمندان موسسه تحقيقاتى رازلين در اسكاتلند، دو بره ديگر به نامهاى مولى و پولى را به طور موفقيت آميز كلون كردند. تفاوت اين دو با نمونه قبلى در آن بود كه به كمك روشهاى مهندسى ژنتيك ، يك ژن انسانى به ساختار ژنتيك آنها وارد شد و به همين دليل شير اين دو ميش فاكتورى داشت كه در انعقاد خونى كارايى دارد و در درمان هموفيلى مى توانست موثر باشد. اين نخستين گام بزرگ در راه استفاده ژنتيكى از حيوانات براى ارائه درمان هايى در حل مشكلات و بيمارى هاى انسانى بود.
دالى سال ۲۰۰۳ ميلادى پس از آن كه راه جديدى را در دانش بشر باز كرد، درگذشت ; راهى كه با تولد دالى آغاز شد و تحقيقات آن حتى درخصوص انسان نيز ادامه يافت.هنوز پرسشهايى در اين خصوص وجود دارد. آيا امكان ادامه حيات براى نمونه ها وجود دارد و آيا اين كار اخلاقى است؟

۷-اوسوالد اورى و DNA، ۱۹۹۴
فرانسيس كريك و جيمز واتسون ، به عنوان دانشمندان زيست شناسى اعتبار خود را مديون كشف رازهاى زندگى مى دانند كه روى DNA ثبت شده است ; اما آنچه باعث توجه كردن آنها به اهميت DNA شد، آزمايشى بود كه به وسيله اوسوالد اورى و شاگردانش در دانشگاه راكفلر ترتيب داده شد. براى سالها دانشمندان DNA را به عنوان جايگاه اطلاعات ژنتيكى مختص به هر فردى دانستند، اما سال ۱۹۴۴ پس از سالها آزمايش كه روى باكترى ها انجام شد، اين گروه ثابت كرد انتقال DNA از يك ميكرب به ديگرى ، اجازه انتقال خصوصيات ژنتيكى ميكرب اول به دوم را نيز مى دهد. با وجود اين ، به دليل مسائل حاشيه اى ، تيم او هرگز نتوانست جايزه نوبل را به دليل اصلاح ديد اشتباه مردم نسبت به DNA به دست آورد.

۸ ـجورج مندل و وجود ژن ، ۱۸۵۷
اگر چه نظريه داروين بحث تكامل را وارد فاز جديدى كرد، اما براى خود او همواره اين پرسش مطرح بود كه چگونه خصوصيات يك گونه در خلال نسل ها منتقل مى شود. سال ۱۸۵۷ يك كشيش اتريشى به نام جورج مندل پاسخ را پيدا كرد. در خلال تعدادى آزمايش دقيق كه روى گياهان انجام شد، مندل نشان داد گياهان والد، به طور يكسان بر روى انتقال خصوصيات به گياهان فرزند نقش دارند و براساس قوانين ساده اى كه از مطالعه تركيبات مختلف گياهان به دست آمده بود، توضيحى در اين خصوص ارائه كرد و از آن مهمتر به اين نتيجه رسيد كه خصوصيات والدين در گياه حاصل به شكل تركيبى بروز نمى كند، بلكه يكى از آن خواص به طور كامل خود را نشان مى دهد. مثلا تركيب يك بوته با يك گياه بلند قد، گياه متوسط توليد نمى كند، بلكه يكى از دو حالت را برمى گزيند. اين انتخاب كننده بعدها ژن نام گرفت ، ولى تا آغاز قرن ۲۰ اهميت آن چندان مشخص نشده بود.

۹-ادوارد جنر و واكسن ، ۱۷۹۶
سال ۱۹۸۰ سازمان جهانى بهداشت اعلام كرد بيمارى ويروسى آبله كه سبب مرگ ميليون ها نفر در سراسر جهان شده بود براى هميشه از سياره زمين محو شده است. اين نخستين پيروزى نهايى بود كه مقابل يك بيمارى واگيردار به دست مى آمد. اين پيروزى با آزمايشى آغاز شد كه ۲۰۰ سال قبل از آن به وسيله يك پزشك انجام شده بود. براى قرنها دانشمندان در آسيا به اين نكته توجه داشتند مردمى كه يك بار به بيمارى اى مبتلا بوده اند، برابر آن مصونيت پيدا مى كنند. اوايل قرن ۱۸ اين ايده به وسيله بانو مارى درتلى مونتاج ، همسر يك ديپلمات انگليسى در تركيه به اروپا برده شد. جنر درباره اين موضوع تحقيق كرد. وى ۱۴ مى ۱۷۹۶ مقدارى از ويروس ضعيف شده آبله گاوى را به بازوى كودك ۸ ساله اى به نام جيمز فيپز تزريق كرد. بعد از ۱۰ روز فيپز علايمى از بيمارى آبله را از خود نشان داد. اول جولاى ، جنر بار ديگر كودك را معاينه كرد و اين بار هيچ نشانه اى از بيمارى در او نيافت. طى چند سال عمل واكسيناسيون به وسيله پزشكان در انگلستان و بقيه نقاط به كار گرفته شد، اما سازوكار اين كه چنين عملى چرا بايد باعث ايجاد مصونيت در افراد شود تا زمانى كه سيستم دفاعى بدن به طور كامل مورد بررسى قرار نگرفت ، مشخص نشد. بعد از آن بود كه نظريه علمى عملكرد اين عمل مشخص شد و عصر مقابله و پيشگيرى در برابر بيمارى ها به كمك واكسيناسيون مشخص شد.

۱۰-پاستور و ميكرب ها، ۱۸۶۰
سال ۱۸۶۰، دانشمند برجسته فرانسوى ، لويى پاستور آزمايشى ترتيب داد كه مى توانست علاوه بر اثبات وجود موجودات زنده نامرئى كه در هوا حضور دارند و موجب فساد قطعاتى مانند گوشت مى شوند، روشى براى نابودى آنها فراهم كند. او در چند بطرى ويژه شيشه اى قطعاتى از گوشت قرار داد. طبق معمول انتظار مى رفت پس از مدتى عمل فساد شروع شود، اما داخل شيشه هاى در بسته اى كه قبلا كاملا جوشانده شده بود، اثرى از آغاز فساد ديده نشد، پاستور نتيجه گرفت ميكرب هاى نامرئى در مجاورت حرارت نمى توانند به حيات خود ادامه دهند، بنابراين عمل فساد در محيطى كه ميكرب ها نتوانند از طريق هوا وارد شوند و ديواره ها نيز ميكرب زدايى شده باشد، صورت نمى گيرد و بدين ترتيب اصول اوليه شناخت ميكرب ها و عمل گندزدايى كه بعدها جان دهها هزار نفر را نجات داد، آغاز شد.

  بدست آوردن دمای یک ستاره

یرای بدست آوردن دمای یک ستاره ما به طیفی که از آن ستاره به دست می آید نیاز داریم.
البته دمایی که ما می خواهیم بدست بیاوریم مربوط به سطح آن است نه داخل ستاره.
بسیار واضح است که دمای سطح ستاره بسیار کمتر از داخل آن است دلیل آن هم تراکم مواد است هر چه تراکم بیشتر باشد دمای ستاره در آن محل زیادتر است تا جایی که تراکم کمتر است
ابتدا بیایید طیف نمایی را بررسی کنیم و ببینیم اصلا چه سودی دارد که ما طیف ستاره را داشته باشیم.
همان طور که گفته شد دما در سطح هر ستاره را می توان به روش طیف نمایی بدست آورد. حتی می توان مقدار و نوع مواد در سطح هر ستاره را پیش بینی کرد.
خود طیف نمایی یک علم است این علم به بررسی اشعه ای می پردازد که از طرف یک شی نورانی در اینجا ستاره به سمت ما می آید دانشمندان این علم وسیله را برای کار خود در اختیار دارند به نام طیف نما.




● طیف نما چیست؟
ما ۲ تا طیف نمای کلی داریم یکی طیف نمای منشوری و دیگری طیف نما با توری پراش

● طیف چیست؟
اگر شما شکست نور خورشید بعد از گذشتن از منشور را دیده باشید حتما ۷ رنگ مشهور را هم دیده اید به مجموع این ۷ رنگ طیف نور خورشید گفته میشود می دانید چرا شما رنگها را می بینید؟ چرا شما رنگ قرمز را از بنفش یا آبی تشخیص می دهید؟ دلیل آن در طول موج است رنگ سرخ بلند ترین طول موج نور مریی را دارد و بنفش کوتاه ترین طول موج نور مریی را داراست.

● طول موج چیست؟
هنگامی که دریا طوفانی می شود دریا امواجی را موازی می فرستد وقتی کلمه طول موج می آید بیشتر اشخاص یاد نور می افتند ولی در حقیقت هر ۲ موجی طول موج دارند حتی ۲ موج دریا
هر طول موج مسافت بین ۲ قعر یا قله موج است حالا شاید سوال برایتان پیش بیاید که بگویید شاید طول موج ما آنقدر کوچک بود که نتوانستیم آن را با واحد مثلا سانتیمتر اندازه بگیریم یا متر در پاسخ باید گفت که طول موج را با واحدی به نام آنگستروم اندازه می گیرند که چیزی در حدود ۱۰ به توان منفی ۱۰ متر است.
برای مثال طول موج نور سرخ ۷۰۰۰ آنگستروم است برای تبدیل آن به متر باید:

7*103/1010 = 7*10-7 m

.پس تا اینجای کار ما با طیف و وسیله مور د استفاده ی اخترشناسان برای فهمیدن دمای ستارگان آشنا شدیم. دوباره به بحث اصلی می پردازیم داشتیم در مورد دمای ستارگان صحبت می کردیم برای آنکه یک واحد مشخصی برای دما داشته باشیم دما را با واحد کلوین نشان می دهیم.
برای آنکه با مقیاس کلوین بیشتر آشنا شوید

x(k)-۲۷۳=y(cg)

k=کلوین cg=سانتیگراد

معمولا دمای ستارگان بین ۵۰۰۰ تا ۷۰۰۰ کلوین می باشد . اين دما 13.4 برابر دمای آب جوش است. یعني :

اگر دماي آب جوش را در فشار سطح درياي آزاد 100 درجه سانتي گراد بگيريم ؛ با تبديل آن به کلوین داريم:

۱۰۰+۲۷۳=۳۷۳(K)

حال از تقسيم دماي ستاره به آب جوش خواهيم داشت :

۵۰۰۰/۳۷۳=۱۳/۴ جواب تقریبی است

می بینید که ۱۳ برابر دمای آب جوش را اگر بالا ببریم تازه به دمای سطح ستاره ای با دمای پایین می رسد. دانشمندان مینیمم دمای ستارگان را ۱۸۰۰ درجه کلوین و ماکزیمم آن را ۵۰۰۰۰ در جه کلوین ثبت کرده اند.
یکای دیگری که دانستن آن بی ضراست فارنهایت است .

x(cg)*۹/۵+۳۲=y(f)

cg=سانتیگراد f=فارنهایت

مثالی هم برای این مقیاس می زنیم :

برای ستاره ای با دمای ۵۰۰۰۰ کلوین تبدیلات سانتیگراد و فارنهایت را انجام دهید
ابتدا آن را از رابطه قبلی به سانتیگراد تبدیل می کنیم :

۵۰۰۰۰-۲۷۳=۴۹۷۲۷(cg)

و از اینجا به فارنهایت تبدیل می کنیم :

۴۹۷۲۷×۹/۵+۳۲=۸۹۵۴۰.۶(f)

● چگونه دمای ستارگان را محاسبه کنیم؟
اولین گام برای محاسبه تعیین توزیع انرژی طیف است.

● توزیع انرژی طیف چیست؟
همان طور که از اسمش بر می آید بیان کننده این است که در هر طیف از رنگهای بدست آمده از نور ستارگان چه انرژی نهفته است یا بهتر بگویم انرژی آن طول موج چقدر است؟
ما منحنی ای داریم که بر اساس بلندی و کوتاهی طول موجها طراحی شده است ما در این نمودار می توانیم بفهمیم که :

هر چقدر طول موج کوتاه تر باشد انرژی بالاتری دارد و بالعکس

اگر طیف های خورشید را در نمودار بگذاریم می بینیم که بنفش بیشترین انرژی و کمترین طول موج را داراست.

● این منحنی از کجا آمده است؟
اگر خودمان هم دقت کنیم تجربه ی روزانه این مطلب را بارها به ما ثابت کرده است که هرگاه در یا آرام است یعنی طول موج ها زیاد است اثر تخریبی ندارد یعنی انرژی آن کم است ولی وقتی دریا طوفانی می شود یعنی طول موجها به هم پیوسته یا تقریبا خیلی نزدیک می شوند. دریا خاصیت ویران کنندگی دارد و انرژی آن زیاد است از این رو به طور تجربی این نمودار درست در می آید ولی اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم دانشمندان با تبدیل نور به انرژی و سپس اندازه گیری آن می توانند بسیار دقیق طول موجهای اندازه گرفته شده را ارزیابی کنند و نتایج را در نمودار به ما بدهند.
پس ما می توانیم با داشتن این منحنی به راحتی اولین قدم را برداریم.
گام دوم که بسیار به گام اول مربوط می شود مربوط می شود به جستجو در نموداراین بار ما باید به دنبال کوتاه ترین طول موج برویم یعنی پر انرژی ترینشان. از این رو ما باید به دنبال لاندای ماکزیمم باشیم.

لاندا=طول موج

گام سوم را ویلهلم وین برداشته است او با کشف این فرمول بسیار راحت و خطی کار ما را راحت کرده است.

دمای ستاره= 289*105


ماکزيمم لاندا

دما برحسب کلوین و ماکزیمم لاندا بر حسب آنگستروم است همان طور که مشاهده می کنید لاندا ماکزیمم با دما نسبت عکس دارد یعنی هر چه طول موج کمتر باشد دما بیشتر است و بالعکس :

▪ اثبات فرمول
آهنی را ملتهب کرده و نوری را که از آن متصاعد می شود را می گیریم و طیف نمایی می کنیم و لاندای ماکزیمم را بدست می آوریم و سپس با وسیله ای مانند تف سنج نوری دمای آهن را بدست می آوریم و سپس با داشتن این رابطه :

%دما= ۱
--------------------------------------------------------------------------------

ماکزيمم لاندا


حالا با داشتن این رابطه می توان تساوی نوشت :

دما= X
--------------------------------------------------------------------------------

ماکزيمم لاندا

همان ضریب تساوی است که ما با داشتن آن دو داده می توانیم به راحتی ضریب را که همان 105×289 است را بدست بیاوریم.
مثال:

اینکه لاندای ماکزیمم خورشید برابر با ۴۷۰۰ آنگستروم می باشددمای آن را تعیین کنید :

289*105/4700 = 6148.93 K

جالب است بدانید که دمایی که به این روش محابسه می شود به دمای جسم تاریک موسوم است. روش های دیگری هم برای بدست آوردن دمای ستاره مرسوم است ولی این یکی از همه استاندارد تر است.


 

معجزات علمي قرآن در كيهان شناسي!

عمر دنيا  و زمين و انبساط آن (بيگ بنگ) -  سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني همگي گوشه اي از معجزات قرآن است!

نسبت عمر دنيا به عمر زمين:

سوره ي 50 (ق): آيه ي 38:

"ما آسمان ها و زمين و آنچه در ميان آنهاست در شش روز آفريديم و هيچ گونه رنج و سختي اي به ما نرسيد"

سوره ي 41 (فصلت): آيه ي 9:

"بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براي او همانندهايي قرار مي دهيد؟ او پروردگار جهانيان است!"

 

امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمين را 4.5 ميليارد سال پيش بيني مي كنند.

اين در حالي است كه عمر دنيا 13.5 ميليارد سال برآورد شده است.

در قرآن آمده كه زمين در دو روز و دنيا در شش روز خلق شد. (عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است).

اگر اين موضوع را با شواهد عيني امروز مقايسه كنيم هيچ كمبودي ديده نمي شود!

عمر دنيا (13.5 ميليارد سال) را بر عمر زمين (4.5 ميليارد سال) تقسيم كنيد.

جواب 3 بدست مي آيد.

اين بدان معناست كه علم امروز نيز به اين مسئله رسيده كه عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است!

 

سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني: 

سوره ي 86 (طارق): آيات 1 تا 3:

"سوگند به آسمان و كوبنده ي شب! و تو نمي داني كوبنده ي شب چيست. همان ستاره ي ثاقب است!"

 در عربي "ثقب" به معناي چاله و "ثاقب" به معناي چيزي است كه چاله را ايجاد مي كند.

نسبيت عام پيش بيني مي كند كه سياه چاله ها از ستاره هاي نوتروني بوجود مي آيند. ستاره هاي نوتروني اكثرا قابل رويت نيستند و تنها با امواج راديويي (پالس ها) رصد مي شوند.

امواج دريافتي از اين ستاره ها طوري به نظر مي رسد كه كسي به جايي مي كوبد! (ستاره ي كوبنده).

باور نداريد؟ گوش كنيد!

قرآن در آسمان ستاره اي كوبنده را معرفي مي كند كه ثاقب است. (چاله ايجاد مي كند).

كلام واضح قرآن در اين مورد جايي براي شك نمي گذارد!

 

بيگ بنگ – بيگ كرانچ و انبساط دنيا:

سوره ي 55 (الرحمن): آيه ي 37:

"آسمان ها روزي دوباره شكاف برمي دارند و مانند گل سرخي باز مي شوند!"

سوره ي 51 (الذاريات): آيه ي 47:

"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا كرديم و همواره آن را وسعت مي بخشيم!"

سوره ي 21 (الانبيا): آيه ي 104:

"در آن روز كه آسمان را چون طوماري در هم مي پيچيم هماگونه كه آفرينش را آغاز كرديم آنرا باز مي گردانيم. اين وعده اي است كه بر ماست و قطعا آنرا انجام مي دهيم!"

 

با بيان تئوري بيگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.

مدتي بعد به كمك تحقيقات عده اي از دانشمندان مشخص شد كه علاوه بر بيگ بنگ پديده اي به نام بيگ كرانچ هم بايد وجود داشته باشد. و همانطور كه دنيا باز شده روزي به همان نقطه ي آغاز جمع مي شود. (انا لله و انا اليه راجعون).

قرآن اين موضوع را در ابتدا به باز شدن يك غنچه ي گل رز تشبيه مي كند و بيان مي دارد كه با قدرت بي انتهاي خويش در حال گسترش (انبساط) دنيا است!

و روزي همانطور كه اين دنيا را باز كرد دوباره مانند طوماري آنرا در هم خواهد پيچيد. (بيگ كرانچ).

 

و اين سخن حقيقت است!


 نظریه امام جعفر صادق(ع) در مورد پیدایش جهان

امام جعفر صادق راجع به بعضي از مسائل فيزيكي چيزهائي گفته كه از لحاظ تئوري كوچكترين تفاوت با نظريه بوجود آمدن جهان در اين عصر ندارد ويك دانشمند فيزيكي اين دوره وقتي تئوري جعفر صادق را در مورد ايجاد دنيا ميخواند تصديق ميكند كه نظريه ايست مطابق با تئوري فيزيكي ايجاد دنيا در اين عصر.

هنوز نظريه مربوط به پيرايش جهان در كادر قانون علمي قرار نگرفته و هرچه گفته اند تئوري است و ممكن است صحيح باشد يا نادرست جلوه كند.

تئوري جعفرصادق هم راجع به پيدايش دنيا همين طور است و در كادر قانون علمي قرار نگرفته تا اين كه بتوان آن را حقيقت غير قابل ترديد علمي دانست.

اما اين مزيت را دارد كه با اين كه در دوازده قرن قبل از اين ابراز شده يا تئوري جديد فيزيكي راجع به پيدايش دنيا مطابقه ميكند.

امام جعفر صادق راجع به دنيا چنين گفته است:

جهان از يك جرثومه بوجود آمد و آن جرثومه داراي دو قطب متضاد سبب پيدايش ذره گرديد و آنگاه ماده بوجود آمد و ماده تنوع پيدا كرد و تنوع ماده ناشي از كمي يا زيادي ذرات آنها ميباشد.

اين تئوري با تئوري اتمي امروزي راجع بوجود آمدن جهان هيچ تفاوت ندارد و دو قطب متضاد دو شارژ مثبت و منفي درون اتم است و آن دو شارژ سبب تكوين اتم گرديده و اتم هم ماده را بوجود آورده و تفاوتي كه بين مواد(يعني عناصر )ديده ميشود ناشي از كمي يا زيادي چيزهائي است كه درون اتم عناصر موجود ميباشد.

چند نفراز فيلسوفان يونان قديم كه در قرن ششم و پنجم قبل از ميلاد بسر مي‌بردند راجع به پيدايش دنيا نظرهائي ابراز كردند و (ذيمقراطيس )نظريه (اتم )را راجع به پيدايش دنيا ابراز كرد و بعيد نميدانيم كه امام جعفر صادق از تئوري فيلسوف يوناني راجع به پيدايش جهان اطلاع داشته و تئوري خود را با وقوف بر آن نظريه ها ابراز كرده است.

به احتمال قوي اگر امام جعفر صادق از نظريه فيلسوفان قديم يونان اطلاع داشته آن تئوريها از همان راه كه جغرافيا و هندسه وارد مدينه گرديد به آن شهر رسيده بود يعني از راه دانشمندان مصري از فرقه قطبي.

ميتوانيم فكر كنيم كه چون امام جعفر صادق از تئوري هاي دانشمندان قديم يوناني كه سيزده قرن يا دوازده قرن قبل از او ميزيسته اند راجع به پيدايش جهان اطلاع داشته توانسته آن تئوري ها را تكميل كند و راجع بوجود آمدن دنيا نظريه اي ابراز نمايد كه امروز علماي فيزيك آن را ميپذيرند و هنوز نتوانسته اند نظريه اي جالب توجه تر از نظريه آن مرد راجع به پيدايش دنيا بگويند.

در اين نظريه بر جسته ترين قسمت موضوع دو قطب متضاد است قبل از جعفر صادق فيلسوفان يونان و دانشمندان اسكندريه پي برده بودند كه در هستي اضداد وجود دارد و بعضي از آنها گفتند كه هر چيز را بايستي از ضد آن شنا خت.

اما در تئوري جعفر صادق تئوري مربوط با ضداد صريح بيان شده و اين صراحت نه در نظريه فيلسوفان قديم يونان وجود دارد و نه در نظريه دانشمندان مكتب علمي اسكندريه.

دانشمندان يونان و اسكندريه نظريه هاي خود را در مورد اضداد طوري بيان كرده اند كه گوئي ميخواسته اند راهي براي فرار داشته باشند و اگر دريافتندكه اشتباه كرده اند بتوانند گفته خود را پس بگيرند.

واضح است كه از اين جهت نظريه آنها به آن شكل ابراز شده كه اطمينان نداشتند كه اشتباه نميكنند.

ولي جعفر صادق نظريه خود را صريح و بدون قيد و شرط بيان كرده و در تئوري او (اگر )و (اما )وجود ندارد و صراحت نظريه اش ثابت ميكند كه ميدانسته اشتباه نمينمايد و نميخواسته راه باز گشت را براي خود حفظ كند.

شيعيان ميگويند تمام چيز هائي كه امام جعفر صادق در مورد بوجود آمدن جهان و نجوم و فيزيك و عناصر و شيمي و رياضيات و چيزهاي ديگر گفت از علم امامت يعني علم لدني او بوده است.

اما مورخ نمي تواند علم جعفر صادق را لدني بداند و ديگر اين كه ترديد نداريم كه جعفر صادق قبل از اين كه خود شروع به تدريس كند مدتي تحصيل ميكرده و در جلسه درس پدرش حضور بهم ميرسانيده است و مورخ نميتواند مردي را كه مدتي تحصيل ميكرده داراي علم لدني بداند.

تصور ميكنيم كه حتي شيعيان هم انكار كنند كه جعفر صادق الفبا را از ديگران فرا گرفته بود و مردي كه الفبا و مقدمات ديگر را از سايرين فرا گرفته چگونه از نظر يك مورخ ميتوانيد داراي علم لدني باشد.

(مجمع مطالعات اسلامي در استراسبورك بزرگان اسلام را فقط از لحاظ تاريخي مورد تحقيق قرار ميدهد.) يك مورخ او را يك دانشمند بر جسته ميبيند و ميفهمد كه نيروي تفكر علمي او خيلي قوي تر از معاصرين بوده و آنچه در علوم مختلف گفته و كشف كرده از آن نيروي تفكر علمي سر چشمه ميگرفته نه از يك علم لدني و ملكوتي و يكي از چيز هائي كه جعفر صادق در مورد پيدايش جهان گفته دو قطب متضاد است. اهميت آنچه آن مرد گفت بعد از قرن هفدهم ميلادي كه وجود دو قطب متضاد در فيزيك به ثبوت رسيد آشكار شد. معاصرين او و كساني كه بعد از وي آمدند دو قطب متضاد را در شمار آنچه قدما گفتند معشر بر اين كه هر چيز بضد خود شناخته ميشود محسوب كردند و اهميت گفته جعفر صادق پس از اين كه وجود دو قطب متضاد در فيزيك به ثبوت رسيد آشكار گرديد و امروز هم در اتم شناسي و الكترونيك وجود دو قطب متضاد غير قابل ترديد است. ما علوم جعفر صادق را از جغرافيا و نجوم و فيزيك در مبحث پيدايش دنيا و عناصر شروع كرده ايم و لذا مبحث فيزيك جعفر صادق را ادامه خواهيم داد و بعد از آن به مباحث ديگر خواهيم رسيد و ميگوئيم در فيزيك جعفر صادق چيزهائي گفته كه قبل از او كسي نگفت و بعد از وي تا نيمه دوم قرن هجدهم و قرن نوزدهم و بيستم بعقل كسي نرسيده كه آنها را بگويد.




ه آزمایش که جهان را متحول کرد ده آزمایش که جهان را متحول کرد رابرت ماتیوز ترجمه: ع فخریاسرى 1 - هاینریش هرتز و کشف امواج رادیویى تاریخ: 1888 در سال 1888 یک جرقه سوسوزن در محیط تاریک آزمایشگاهى در آلمان نویدبخش شروع یک انقلاب فنى با ابعادى بى سابقه شد. هاینریش هرتز فیزیکدان 31 ساله در انستیتو فنى کالسروهه یک مدار الکتریکى به وجود آورده بود که در گوشه آزمایشگاهش جرقه زد و او جرقه دیگرى را در گوشه دیگر اتاق درست روبه روى آن مشاهده کرد. هرتز وجود امواج نامریى انرژى الکترومغناطیس را نشان داد که قادرند به سرعت نور حتى در فضاى خالى حرکت کند. وجود این امواج را فیزیکدان اسکاتلندى جیمز کلارک ماکسولى 15 سال پیش از آن پیش بینى کرده بود و از آن زمان تا به امروز به صورت اساس و پایه شبکه جهانى رادیو، تلویزیون و مخابرات دور درآمده است. 2 - استانلى میلگرام و اطاعت از قدرت تاریخ: 1961 در ژوئن 1961 یک آگهى در روزنامه اى در ایالت کنکتیکات از خوانندگان دعوت به شرکت در یک مطالعه علمى درباره حافظه کرد. آگهى را یک پروفسور 27 ساله روانشناس در دانشگاه ییل به نام استانل میلگرام داده بود، ولى آزمایش مورد نظر واقعاً آن طور که در بادى امر به نظر مى رسید نبود. به کسانى که در این تجربه شرکت داشتند گفته شده بود که موضوع مورد نظر تاثیر تنبیه بر روى یادگیرى است و آ نها را به اتاقى هدایت مى کردند که مردى را در آنجا با سیم هاى داراى الکترود بسته بودند و گفته مى شد مى توانستند شوک هاى دردناکى به او بدهند. سپس به شرکت کنندگان گفته مى شد که فهرستى از واژه هایى که با تداعى به دنبال یکدیگر مى آمدند به صداى بلند بخوانند و هنگامى که شاگرد مورد نظر در بازگویى آن واژه ها دچار اشتباه مى شد با هر اشتباه یک شوک الکتریکى به وى وارد کنند. این کار به کمک کنسولى با کلید هاى مختلف از 15 تا 450 ولت صورت مى گرفت. شرکت کنندگان که با دیوارى از شاگرد جدا شده بودند مى توانستند فریاد هاى ناشى از درد او را در پى هر بار وارد شدن شوک الکتریکى به دنبال اشتباه بشنوند. با بدتر شدن وضع و زجر کشیدن شاگرد مورد نظر بسیارى از شرکت کنندگان معترض شدند ولى دانشمند مسئول در پاسخ تنها مى گفت که آزمایش باید ادامه یابد و 65 درصد آنها هم به این کار ادامه دادند. با بالا رفتن میزان ولتاژ شوک هاى الکتریکى کم کم ضجه ها و فریاد ها تبدیل به سکوتى شوم شدند. تنها پس از آن که آزمایش به پایان رسید، حقیقت به شرکت کنندگان گفته شد: این شاگرد اصلاً یک هنرپیشه بوده و درد و رنجى در کار نبوده است. میلگرام نشان داد که مى توان مردم عادى را اگر تصور کنند که مى توانند از مسئولیت شانه خالى کنند و آن را به مقامات واگذارند، به زجر دادن افراد غریبه تا حد مرگ تشویق و قانع کرد. در دهه 1960 تجربه میلگرام آب خنکى بود بر خشم ناشى از اعمال نازى ها. همان طور که رسوایى اخیر در مورد نحوه رفتار با زندانیان عراقى نشان داد، تجربه میلگرام هنوز هم اهمیت خود را از دست نداده است. 3 - انریکو فرمى و نخستین واکنش زنجیره اى هسته تاریخ: 1942 فکر خارج ساختن انرژى مفید از اتم ها را برخى از برجسته ترین دانشمندان جهان از جمله اینشتین بسیار دور از دسترس مى پنداشتند تا آنکه از تجربه اى که مخفیانه در حیاط خلوتى در دانشگاه شیکاگو صورت گرفته بود خبر دار شد؟ در یک روز سرد ماه دسامبر 1942 فیزیکدان ایتالیایى و برنده جایزه نوبل انریکو فرمى کار ساخت نخستین رآکتور اتمى جهان را که تقریباً شکل کروى داشت به اتمام رساند. این رآکتور شامل چندین تن گرانیت و اورانیوم رادیواکتیو به همراه میله هاى مرکزى از جنس کارمیوم بود. اینها طورى طراحى شده بودند که مى توانستند نوترون هاى خارج شده توسط اتم هاى اورانیوم را که هر یک قادرند اتم هاى اورانیوم بیشترى را بشکافند، جمع آورى کنند و بدین ترتیب زنجیره اى از واکنش ها را موجب شوند که بالقوه قابلیت انفجارى دارند. هنگامى که فرمى دستور داد میله هاى کنترل به آرامى خارج شوند تا نوترون ها آنقدر زیاد شوند که بتوانند واکنش زنجیره اى را تداوم بخشند، رآکتور عظیم شروع به تولید نیرو کرد. فرمى گذاشت به مدت چهار و نیم دقیقه این جریان ادامه یابد. نیروى تولید شده به زور بیشتر از نیم وات مى شد، ولى بدین ترتیب ثابت شد که واکنش زنجیره اى واقعى است و مى توان آن را کنترل کرد. نیروى هسته اى هدیه اى بود که او به دنیا داد. 4 - تایید نظریه جاذبه اینشتین توسط ادینگتون تاریخ: 1919 آلبرت اینشتین صبح روز هفتم نوامبر 1919 از خواب بیدار شد و یک باره کشف کرد که به عنوان درخشا ن ترین دانشمند جهان مورد تحسین همگان است. رسانه هاى جهانى نتایج تجربه اى را منتشر کرده که برترى نظریه جاذبه وى تحت عنوان «نسبیت عام» را بر قانون جاذبه نیوتن با چند صد سال سابقه نشان مى داد. بر طبق «نسبیت عام» جاذبه حاصل منحنى شدن مکان و زمان است که موجب خم برداشتن مسیر اشعه نورى مى شود که از نزدیکى هرجرمى عبور مى کند. آرتور ادینگتون اختر- فیزیکدان از دانشگاه کمبریج بر آن شد که با اندازه گیرى از کسوفى که در تاریخ مه 1919 اتفاق افتاد از ستارگان قابل رویت در نزدیکى خورشید این نظریه را ثابت کند. نظریه اینشتین اثر خم کننده اى در برابر آنچه که از نظریه نیوتن انتظار مى رفت را پیش بینى مى کرد ولى این هنوز بسیار ناچیز بود. یعنى معادل ضخامت یک تار مو که در فاصله 14 مترى ما قرار دارد! ادینگتون پس از ماه ها تحلیل تصاویر برداشته شده از کسوف اعلام کرد که جابه جایى بسیار ناچیزى که در محل ستارگان مشهود است نشان مى دهد که نظریه اینشتین بر نظریه نیوتن پیروز شده است. برخى تاریخ نگاران در آن زمان و بعد ها گفتند که گویا نتایج ادینگتون آن گونه اى که ادعا مى کرد روشن و صریح نبودند و این در حالى است که ادینگتون هیچ گاه تحسین خویش از اینشتین و نظریه اش را مخفى نمى کرد. اندازه گیرى هاى بسیار دقیق تر از آن زمان تاکنون بار ها صحت پیش بینى اینشتین را تایید کرده اند. 5 - آزمایش مایکلسون - مورلى تاریخ: 1887 اگر در جاده اى با سرعت 70 کیلومتر در ساعت در حرکت هستید و اتومبیل دیگرى نیز با سرعت 70 کیلومتر در ساعت به سمت شما مى آید سرعت نسبى دو اتومبیل چقدر است؟ پاسخ آسان است، این طور نیست؟ 140 کیلومتر عقل سلیم هم این را مى فهمد. با این وجود در سال 1887 آلبرت مایکلسون و ادوارد مورلى نشان دادند که «عقل سلیم» را با شعاع نورى کارى نیست .آنها در پى یافتن «اتر» بودند، ماده اى که گفته مى شد عالم پر از آن است و تنها به خاطر آن است که نور مى تواند در خلا حرکت کند. آنها نتوانستند هیچ اثرى از «اتر» بیابند ولى کشف کردند که نور صرف نظر از آن که بیننده نسبت به آن چگونه حرکت مى کند همواره سرعت یکسانى دارد. این نتیجه گیرى برخى از دانشمندان را بر آن داشت که مطرح کنند تقصیر به گردن ابزار مورد استفاده از آزمایش است و ساختمان اتمى آن با حرکت زمین در فضا دستخوش تغییر مى شود. یک کارمند جوان اداره ثبت اختراعات در سوئیس به نام اینشتین تصور مى کرد که پاسخ این سئوال را مى دانست. او چنین استدلال مى کرد که سرعت نور از جمله سرعت هاى معمولى نیست، بلکه یک ثابت جهانى و براى تمام بینندگان یکسان است. این فکر او را به سمت نظر نسبیت خاص راهنمایى کرد که شامل حال همه چیز از الکترونیک تا mc2 = E مى شد. 6 - دالى گوسفند زاده شده از کلون تاریخ: 1997 در فوریه 1997 تصویر یک گوسفند بر صفحات نخست روزنامه ها در سرتاسر جهان ظاهر گردید. این گوسفند که نامش دالى بود نخست کلون حیوان بالغ دیگرى بود: رونوشت ژنتیکى کاملى از DNA خارج شده از یکى از سلول هاى یک گوسفند ماده. چند ماه بعد همین تیم دانشمندان از موسسه روسلین در اسکاتلند دو بره دیگر زاده شده از کلون به نام هاى مولى و پولى را معرفى کردند که DNA آنها به وسیله مهندسى ژنتیک از یک انسان منتقل شده بود و لذا شیر آنها حاوى نوعى ماده لخته کننده خون بود که در درمان هموفیلى کاربرد داشت. این نخستین تجربیات همچون گام هاى بزرگى به سمت «داروسازى» به معناى تولید انبوه ترکیبات دارویى سودمند براى انسان توسط حیواناتى که به همین منظور «کلون» شده اند مورد تحسین و تمجید قرار گرفتند. لیکن بعد ها معلوم شد که دالى تنها مورد موفق از میان 300 مورد تلاشى بود که در انستیتو روسلین براى «کلون» کردن جنین حیوانات صورت گرفت. دالى در سال 2003 در حالى که تنها نیمى از عمر طبیعى اش را پشت سر گذاشته بوده درگذشت، در حالى که به دنبال خودنگرانى عمیقى درباره استفاده از تکنیک «کلون» براى خلق همه چیز از موش آزمایشگاهى تا انسان هاى «کامل» بر جاى گذاشت. این نگرانى ها پایایى تجارى آن را نیز زیر سئوال برد. 7 - اوسوالد آورى و DNA تاریخ: 1944 زیست شناسان فرانک کریک و جیمز وات معمولاً به عنوان کسانى که راز حیات در شکل DNA موجود در سلول هاى زنده را کشف کردند شناخته مى شوند لیکن «سرنخ اساسى و مهمى که آنها را متوجه اهمیت DNA ساخت نتیجه آزمایشاتى بود که اوسوالد آورى و همکارانش در دانشگاه راکفلر در نیویورک انجام داده بودند. سال ها دانشمند DNA را به این دلیل که بیش از اندازه براى توضیح تنوع خیره کننده جهان ساده است رد مى کردند و در عوض بر این گمان بودند که این پروتئین ها هستند که اطلاعات ژنتیکى را منتقل مى کنند. لیکن آورى و همکارانش نشان دادند که همه در اشتباه بودند. در سال 1944 پس از سال ها آزمایشات توان فرسا بر روى باکترى ها نشان دادند که انتقال DNA از یک میکروب به دیگر موجب مى شود که صفاتش نیز منتقل شود. خیلى ها با این شواهد به شدت مخالفت کردند ولى کریک و واتسون بر آن شدند که این رشته حیاتى را دنبال مى کنند که حاصل آن جایزه نوبلى بود که نصیب این دو گردید. جالب است که بدانیم تنها نتیجه مخالفت منتقدین محروم شدن آورى از جایزه نوبل بود! 8 - جورج مندل و وجود ژن ها تاریخ: 1857 نظریه داروین درباره تکامل در درک ما از زندگى بر روى زمین تحولى به وجود آورد. لیکن این فکر که چگونه صفات در میان نسل ها انتقال مى یابد همواره فکر داروین را مشغول مى داشت. در سال 1857 یک کشیش و راهب اتریشى به نام جورج مندل پاسخ این پرسش را یافت. او با آزمایشات دقیقى بر روى گیاهان نشان داد که هر دو والد گیاه به یکسان صفاتى را به فرزند خویش منتقل مى کنند و همین قانون بسیار ساده است که تنوع گسترده اى از ترکیبات بین صفات را موجب شده است. از این مهم تر او کشف کرده که صفات با یکدیگر ترکیب نمى شوند بلکه متمایز از یکدیگر باقى مى مانند. گیاهان بلند و کوتاه همواره گیاهانى را به وجود مى آورند که همواره در یکى از این مقوله قرار مى گیرند و نه بین آن دو. این نشان داد که صفات مذکور به صورت دستجات مشخص و مجزایى به ارث مى رسند که بعدها آنها را ژن خواندند لیکن جالب اینجاست که اهمیت یافته هاى مندل تا اوایل سده بیستم ناشناخته باقى ماند. 9 - ادوارد جنر و واکسیناسیون تاریخ: 1796 در سال 1980 «سازمان جهانى بهداشت» بیانیه شگفتى آورى را منتشر ساخت. آبله بیمارى ویروسى که زمانى سالانه یک میلیون تن را به هلاکت مى رساند از کره زمین محو شده بود. نخستین پیروزى کامل و تمام عیار بر یک بیمارى همه گیر نتیجه مستقیم شاید مهم ترین آزمایشى بود که تاکنون صورت گرفته است. این آزمایش دویست سال قبل توسط پزشکى اهل گلوکستر شایر صورت گرفت. قرن ها بود که پزشکان در آسیا متوجه شده بودندکسانى که در معرض بیمارى آبله بودند، گاه مى توانستند در برابر آن محافظت شوند. در اوایل سده هجدهم این فکر توسط بانو مرى ورتلى مونتاگو، همسر دیپلماتى در ترکیه به انگلستان آورده شد. وى طرفدار «آبله اى» کردن عمدى مردم با استفاده از مقدار بسیار کمى از بافت آلوده بود. اگرچه این شیوه تا اندازه اى موثر بود ولى هنوز از هر هشت نفر که مبادرت به این کار مى کردند یکى به خاطر ابتلا به آبله کشته مى شد. جنر در فکر آن بود که ببیند مى توان مردم را با قرار گرفتن در معرض آبله گاوى که بیمارى ظاهراً مرتبط با آبله انسانى و بى ضرر است در برابر بیمارى آبله انسانى محافظت نمود. در 14 مه 1796 جنر مواد آلوده به آبله گاوى را وارد بریدگى روى بازوى کودک هشت ساله اى به نام جیمز پیپس نمود. پس ازگذشت ده روز پیپس دچار تب خفیف و سپس تاول هاى چرکى شبیه آبله گردید. سپس در اول جولاى جنر کودک را «آبله اى » نمود که حاصل آن بود که به هیچ وجه دچار بیمارى و عوارض آن نشد. ظرف چند سال «واکسیناسیون» (که در لاتین از لغتى به معناى گاو گرفته شده) در انگلستان و خارج از آن کاملاً رواج یافت. این که دقیقاً واکسیناسیون چه مى کند تا زمان پى بردن به سیستم ایمنى ناشناخته باقى ماند. امروز مى دانیم که سلول هاى این سیستم توسط واکسن آموزش مى بینند تا بتوانند هرچه سریع تر مهاجمین را پیدا کنند. جنر خود بر این باور بود که این موضوع به هر حال به تعامل بین بدن و آنچه که او «ویروس» آبله گاوى مى خواند مربوط مى شد. در واقع واژه ویروس که امروز هم به کار مى بریم توسط ادوارد جنر ابداع گردید. 10 - پاستور و میکروب تاریخ: 1860 در سال 1860 شیمیدان برجسته فرانسوى لویى پاستور مبادرت به انجام آزمایشى با استفاده از لوله هایى با اشکال عجیب و غریب نمود که نه تنها تصورات قرون وسطایى در مورد حیات را کنار زد بلکه علت حقیقى بیمارى ها را نیز آشکار ساخت. قرن ها تصور مى کردند که حیات خود به خود از ماده مرده مثل گوشت در حال فساد به وجود مى آید. پاستور این تصور را خیالى بیش نمى دانست در عوض بر این باور بود که آنچه که ما مى بینیم در واقع آثار ناشى از میکروب هاى غیرقابل دیدن یا به اصطلاح ژرم در هواست. او براى اثبات این نظر خویش لوله هاى آزمایش را پر از شیره گوشت پخته و جوشیده شده کرد که هریک تنها از طریق لوله اى به شکل S با هواى بیرون رابطه داشت. برطبق نظریه ایجاد خود به خودى حیات این اتفاق باید پس از مدت کوتاهى به شکلى معجزه آسا رخ دهد. ولى پس از ماه ها انتظار چنین اتفاقى رخ نداد. این براى پاستور کاملاً معنى دار بود. جوشاندن موجب کشته شدن هر ژرمى که در شیره گوشت وجود داشت شد و ژرم هاى جدید نیز به دلیل دهانه هاى لوله اى S مانند نتوانستند خود را به آنجا برسانند. طرفداران ایجاد خود به خودى حیات کوشیدند با این ادعا که جوشاندن به هر صورت و به هر نحوى آن «نیروى حیاتى» اسرارآمیز موجب بروز حیات را از میان برده موضوع را پاسخ دهند لیکن پاستور جلوتر از آنها بود. او بعضى از دهانه هاى شیشه اى S شکل را شکست و منتظر ماند. بر طبق نظریه ایجاد خود به خودى حیات هیچ اتفاقى نباید مى افتاد چون نیروى حیات مرده بود. ولى شیره گوشت به تدریج کدر شد چه دیگر مانعى بر سر راه میکروب ها براى رسیدن به محتویات درون لوله هاى آزمایش نبود. پاستور ثابت کرد که نیروى حیات در واقع افسانه اى بیش نیست. از سوى دیگر آزمایش وى مبین قدرت میکروب هاى غیرقابل دیدن نیز بود. او بلافاصله از این کشف خویش در عمل استفاده کرد و با این کار صنعت ابریشم فرانسه با ابداع آزمونى براى یافتن کرم هاى ابریشم آلوده به این ژرم ها سود بسیار برد
|+| نوشته شده توسط حمیدرضا عرب بافرانی در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386  |
 
 
بالا